⁉️ تفاوت کارآفرینی فردی با کارآفرینی سازمانی ⁉️

نویسنده: زهرا مهرابي
⁉️ تفاوت کارآفرینی فردی با کارآفرینی سازمانی ⁉️

کارآفرین فردی یا کارآفرین مستقل به کارآفرینی گفته می‌شود که شرکت های کوچک تری را مدیریت می‌کند و نوآوری او به نحوی منظم و خارج از محیط‌های سازمانی می‌باشد اما کارآفرین سازمانی فردی است که در یک محیط بزرگتر و سازمانی با ایجاد نوآوری و خلاقیت، فکر و ایده خود را به اقدام سودآوری تبدیل می‌کند. در ادامه به صورت خلاصه‌تر به تفاوت میان کارآفرینی فردی و کارآفرینی سازمانی می‌پردازیم. با شتابدهنده گذر همراه باشید تا اطلاعات کاملتری در مورد کارآفرینی به دست آورید.

 

کارآفرینی فردی با کارآفرینی سازمانی چه تفاوتی دارند؟

بسیار واضح است که کارآفرینی در سازمان های بزرگ مشکل‌تر از کارآفرینی فردی یا کارآفرینی مستقل است. سختی کارآفرینی سازمانی از این حیث که کارآفرینی سازمانی در تصمیم‌گیری، استقلال عمل و تخصیص منابع دارای محدودیت‌های زیادی است، می‌باشد. البته نباید جنبه مشترک این دو کارآفرینی که  ایجاد نوآوری برای ایجاد یک محصول، روش، خدمت و سبک‌های جدید مدیریتی است را از یاد برد. هدف کارآفرینی فردی و سازمانی ارایه خدمات و محصولات با ارزش افزوده می‌باشد.

 

انواع کارآفرینی فردی | تفاوت کارآفرینی فردی و کارآفرینی سازمانی

 

در ادامه به بررسی اختلافات اساسی بین این دو کارآفرینی می‌پردازیم:

 

اقدامات کارآفرینی فردی توسعه ای است ولی کارآفرینی سازمانی در جهت بازیابی صورت می گیرید.

اقداماتی که کارآفرین سازمانی انجام می‌دهد عمدتا اقدامات بازیابی در جهت مواجهه با رکود ایجاد شده در سازمان‌های بزرگ است. کارآفرینی سازمانی که اصطلاحا در جهت اصلاح سازمان برمی‌آید و فرهنگ کارآفرینی را در سازمانی اصلاح می‌کند که سلسه مراتب خاص خود را دارد و ساختاری کاملا عمودی دارد. کارآفرین سازمانی می‌تواند باعث بهبود رشد و نوآوری در یک شرکت سنتی با مدیریت‌های معمول شود.

 

رقیب کارآفرینی فردی با رقیب کارآفرینی سازمانی متفاوت است.

کارآفرینی فردی به صورت مستقل می‌تواند موانع موجود در بازار را بزداید و برای بقا و رقابت تلاش کند. در کل در کارآفرینی فردی رقیب بازار موجود می‌باشد. اما در کارآفرینی سازمانی قضیه متفاوت است و رقیب اولیه این نوع کارآفرینی فرهنگ موجود در سازمان می‌باشد. با توجه به این نکته می‌توان نتیجه گرفت که فرهنگ قدیمی شرکت می‌تواند سد بزرگی در برابر بسیاری از فرآیند‌های کارآفرینانه در جهت پیشرفت شرکت باشد. از این رو یک کارآفرین سازمانی علاوه بر اینکه باید بر موانع موجود در بازار غلبه کند، باید بر موانعی که خود سازمان به وجود می آورد هم غلبه کند.

 

تامین نیازهای مالی این دو کارآفرینی با یکدیگر متفاوت است.

اگر ارتباط واحد تازه تاسیس شده با شرکت مادر ارتباط خوبی باشد و شرکت مادر به عنوان یک حامی قدرتمند از کارآفرینی ایجاد شده حمایت کند، از نقش رقیب خارج شده و به عنوان یک دوست شناخته می‌شود. در این صورت کارآفرینی سازمانی می‌تواند از خزانه شرکت مادر به سرمایه لازم دسترسی پیدا کند. در اصل کارآفرین سازمانی از سمت شرکت تامین اعتبار می‌گردد. در حالیکه کارآفرین فردی باید از ثروت خود یا از طریق منابع خارجی به کارآفرینی خود بپردازد و تامین نیاز کند.

می‌توان گفت که در کارآفرینی سازمانی ظرفیت‌های مالی توسط شرکت مادر تعیین می‌شود و منابع خارجی بدون اجازه شرکت مادر نمی‌توانند مورد استفاده قرار بگیرند. اما در کارآفرینی فردی ظرفیت مالی توسط خود کارآفرین ایجاد می‌شود و می‌تواند تمام منابع مالی موجود را مورد استفاده قرار بدهد.

 

کارآفرینی فردی چیست ؟ | هدف از کارآفرینی چیست | چگونه یک کارآفرین موفق باشیم؟

 

 

محدودیت های تصمیم گیری آنها با هم متفاوت است.

کارآفرین سازمانی که مسئول فعالیت‌های ریسک پذیری است باید پیوسته به رییس خود که تمام اختیارات او در دستش است و می‌تواند تصمیمات کارآفرین را لغو کند، گزارش دهد. اما کارآفرین مستقل خود مسئول شرکت است و مدیر بالا دست ندارد، اگر چه تصمیمات وی بر اساس تمایلات و خواسته‌های مشتری ها، همکاران و سرمایه گذاران می‌باشد.

 

تشریفات اداری متفاوتی در کارآفرینی سازمانی و کارآفرینی فردی وجود دارد.

تشریفات اداری در کارآفرینی فردی در دست خود کارآفرین و بسیار کمتر از تشریفات سازمان‌ها می‌باشد. اما تشریفات اداری سازمانی بزرگتر و شامل حسابداری؛ قراردادها، پرسنل، روابط عمومی؛ خدمات به مشتریان، تبلیغات و ... در دست شرکت مادر می‌باشد.

 

موفقیت و شکست اثرات متفاوتی برای این دو کارآفرین خواهند داشت.

کارآفرین فردی در صورت موفقیت می‌تواند به سرمایه بسیار زیادی دست پیدا کند. در اصل موفقیت در این نوع به دست آوردن استقلال کامل مالی و تغییر جایگاه وی باشد. اما در کارآفرینی سازمانی سرمایه زیادی برای کارآفرینانی که ریسک پذیرش فعالیت‌های مخاطره آمیز را بر عهده داشته‌اند، به دست نمی‌آید و موفقیت می‌تواند تنها به معنای ارتقا وی باشد.

در جایگاه مقابل شکست در کارآفرینی فردی بدان معنا است که هر کسی که در آن به فعالیت پرداخته است از جمله خود رییس شرکت مجبور به کار با کارفرمایان جدید می‌شود. همچنین شکست در کارآفرینی سازمانی موجب برکنار شدن مدیران از شغل خود نخواهد شد و آنها می‌توانند دوباره به شرکت مادر بازگردند.

 

__________________ 🚀   __________________ 

کارآفرینی فردی یا کارآفرینی مستقل فرآیند یا محصولی را ایجاد می‌کند که پیش از آن وجود نداشته است. نتیجه کارآفرینی سازمانی شاید بتواند به ارائه محصولات جدید و یا خدمات باشد اما هدف نهایی و غایت آن بازیابی فرهنگ کارآفرینانی می‌باشد.

__________________ 🚀   __________________ 

به کارآفرینی گفته می شود که شرکت های کوچک تری را مدیریت می کند و نوآوری او به نحوی منظم و خارج از محیط‌های سازمانی می‌باشد.
کارآفرین سازمانی فردی است که در یک محیط بزرگتر و سازمانی با ایجاد نوآوری و خلاقیت، فکر و ایده خود را به اقدام سودآوری تبدیل می کند.
اقدامات کارآفرینی فردی توسعه ای است ولی کارآفرینی سازمانی در جهت بازیابی صورت می گیرید.رقبا، تامین نیازهای مالی،محدودیت های تصمیم گیری، تشریفات اداری، اثرات موفقیت و شکست این دو کارآفرینی با یکدیگر متفاوت است.

3.0 امتیاز از 13 رای